من و تو درخت و بارون

- مینویسم یکی به خاطر قولم و یکی به افتخار شب امتحانی که میشه درس نخوند !!!

-سه روز پیش یکی از مریضها بهم گفت همشهریاش (ارومیه ای بود ) نماز بارون خوندن ... دو روزه اینجا بارونیه !!!

- فردا قلب هم تموم میشه و من اعتراف میکنم با وجود همه ی پرستارای وحشتناک بخش دلم برای دکتر ک و ویزیتها و درمانگاهش تنگ میشه ؛ سعی میکنم ذهنیتهای بدمو از بخش زنان بزنم کنار و به این فکر کنم که بعدش میریم روان و یه زنگ تفریح خوب در پیشه !

- یه پیرمرد بامزه اومده بود درمانگاه که یک ساعت باهاش سروکله زدم تا بفهمم بالاخره مشکلش چیه ... دکتر ک براش داروهاشو تو دفترچه نوشت و برای اینکه اشتباه نکنه گفت که داروهای قبلیو  کلا بزاره کنار ... آخر وقت که داشتم برمیگشتم بیمارستان دستم رفت  دیدم تمام قرصهای قبلی رو خالی کرده تو جیبم!!!!!

-نمیدونم اینو کجا خوندم ولی دوسش داشتم :

رِییس سرخپوستان خدای خودش را اینطور قسم میدهد : ای خدای بزرگ به من کمک کن که هروقت خواستم درباره راه رفتن دیگری قضاوت کنم ؛ با کفش های او راه بروم !

پ.ن.هرچی لیست شماره هامو نگاه کردم شماره ی کسایی رو که دوست داشتم دیروزو بهشون تبریم بگم پیدا نکردم ٬ فقط مامان !

 

/ 16 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهری

سلام خانوم دکتر من امروز به کجاها که سر نکشیدم یکیش هم اینجاست و چه خوب. تبریک میگم که با داشتن این همه مشغله نوشتن رو از قلم ننداختین. از بخش زنان هم نترسین خیلی خطرناک نیست که به نظرمن خیلی هم شیرینه با اجازه تون من مامایی خوندم اما جدا از اون لذت داره حالا میرین میبینین. وای چقد چونه زدم سرتون شلوغه میدونم اما یه وقت هم به ما بدین لطفا[ماچ][گل]

پزشک۷۸

دکتر ک...همون دکتر کینگ آو مانتین نیست؟ اگه باشه که........ بدون اینکه گوشی تو گوشش باشه سمع می کرد!!!! (حالا کشف کنید چطوری)

پزشک۷۸

یه پیغام خصوصی فرستادم ...چککنید لطفا

پدر

عجب حواست جمعه که نفهمیدی ریخته توی جیبت...! اوهوی...حواست کجاست؟[چشمک]

dr-mari

[لبخند][گل] نمی دونم چرا همه از زنان کفری اند ؟ قرصا تو جیبت بود ؟؟؟[سوال]

سوده

اگه آدم پاش تو کفش های طرف جا نشه چی؟؟ [زبان] جدی می گم ها... بعضی وقت ها هر چی تلاش می کنم، نمی فهمم... و اشتباه قضاوت می کنم... و بعد مدت ها می فهمم که چه اشتباه بزرگی بود...

مجید

شما تو خیابون هم این جوری مواظب جیبهات هستی ؟[چشمک]

کاوه

سلام دکتر میاین بازی؟[لبخند][چشمک][گل]

آی دیانا

سلام! حالا که بعد از مدت ها دوباره ایم متنو خوندم برام جالب بود.. مینویسم یکی به خاطر قولم و یکی به افتخار شب امتحانی که میشه درس نخوند !!! از جانب آنکه بیشتر دوستش می دارید از شما به خاطر خوش قولی و چند بعدی بودنتان تشکر می نماییم! درست مثل حالا که ن باید کنترل می خوندم نه وبلاگ بازی!

هوس مبهم

من هم از مسایل روانی خوشم میاد نفس گیر