عشق و بستنی و آش!!!

۱-میخواستم زودتر بیام و راجع به عشق که دکتر دژاوو پست نوشته یه چیرایی بنویسم ولی کامنتها تقریبا همه جور دیدگاهی رو اضافه کرده بودن و اینکه من که مجرب هم محسوب نمیشم حرف تازه ای ندارم ولی  اینکه میشه در pubmed همچین موضوعی رو search کرد توضیحش خالی از لطف نیست منم وقتی pathologies of love رو سرچ کردم با اصطلاحاتی مثل stalking بیشتر از همه مواجه شدم که معنی لغویش «به کمین نشستن ٬ خرامیدن » هست ولی نوعی اختلال رفتاری است که در روانپزشکی دنبال کردن و آزاررساندن و برقراری ارتباط با فرد دیگر(قربانی) بدون تمایل او تعریف شده که عمدتا در افرادی دارای اختلالات روانی زمینه ای مثل اسکیزوفرنی و نارسیسیسم دیده میشه و از جمله ی قربانیها خود روانپزشکان درمانگر هستن!

نکته ی جالبتری که من بهش رسیدم در مقالات با عنوان neurobiology of love بود که romantic love وMaternal love (عشق رومانتیک و عشق مادری ) رو با هم مقایسه کرده بود . در هر دو مورد علاوه بر مناطق خاص کورتیکال مناطق مشترکی از سیستم reward (پاداش) فعال میشن و مناطقی مرتبط با احساسات منفی و قضاوت اجتماعی و ... غیر فعال میشن ! این اطلاعات تا حدود زیادی منو قانع کرد که عشق میتونه یه نارنجک باشه چون فکر میکنم کسی نباشه که به بی چون و چرا بودن عشق مادر به فرزندش شک کنه !و ارین به بعد راحتتر باور میکنم اگر کسی بدون توجیه منطقی ادعا کنه دیوانه وار کسی رو دوست داره!34.gif

۲-به طور اتفاقی چند روز پیش تو رادیو خبری پخش شد راجع به اینکه خوردن بستنی همون مراکزی از مغز رو تحریک میکنه که در موقع احساس خوشبختی تحریک میشن ! بنابراین به همه ی کسانی که فکر میکنن عدم احساس خوشبختیشون به خاطر نبود عشق در زندگی است ٬بدون اینکه سعی در تغییر عقیدشون داشته باشم ٬ پیشنهاد میکنم یه بستنی بخورن و یه نگاهی به پست دکتر دژاوو بندازن!04.gif

۳-یکی از تجاربی که زندگی دور از مامان و خانه به من آموخته پرورش انواع کپک و قارچ مواد غذایی است!!!!  05.gifکه معمولا پیدا کردن اونها در روزهای بعد از امتحان از تفریحات منه!ولی ایندفعه اوضاع خرابتر ازون بود که کار به بعد امتحان بکشه و من امروز حدود دو ساعت همه جا  رو تمیز کردم تا منشا بو رو پیدا کنم و در تمام مدت به تنها چیزی که فکر نکردم این بود که یه کاسه ی نصفه آش «داش کلم» به جای اینکه تو یخچال باشه روی کابینت جا مونده!اونم فقط ۲۴ ساعت! ولی خوب فهمیدم یکی از بهترین راههای فراری دادنه مهمونه ناخونده چیه!06.gif

۴-جمله ی بیقراریت از طلب قرار توست                       طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت

/ 9 نظر / 12 بازدید
پزشك78

خيلي جالب بود آي ملت بريم يستني بخوريم (چون بقول قديمي ها عشق خطرناكه حسن)

امير ارسلان

يه سوال ذهنم رو مشغول کرده که آيا اگر در زمان ليلی و مجنون بستی وجود داشت اين اسطوره ها شکل ميگرفتند ؟؟؟

متوترکسات

آينده خونه‌داريت خيلی روشنه ... اگه فیوز برق نسوزه... در ضمن من که خيلی احساس خوشبختی می کنم؛ می تونم بستی بخورم يا نه؟ ميترسم بستنی بخورم از خوشی سکته کنم.

رضا

الان چطور شد؟ اگر بخواهيم عاشق شويم بايد داش کلم بخوريم يا بستنی؟ و بعد از عاشق شدن کپک بزنيم که مهمون ها يک قسمت از مغزشان فعال شود و فراری شوند و برای فردا قرار بذاريم. موضوع رو خوب گرفتم؟

مريم

چه هنری داره اين دژاوو! منم ميخواستم يه چيزی بنويسم گذاشتم بعد امتاحان حساس زندگيم!

سيناپس

می گم چرا هروقت بستنی ميخورم عشقم می کشه يکی ديگه هم بخورم. فکر کنم به خاطر تحريک همين مرکزه. آپم آرام گلم

سارا

به ۷۸:موافقم اين کن خطرترين راهه! به ارسلان:خوب الانم تا قبل از اطلاعرسانی من خيليا در خطر بودن و من اميدوارم اذهان عمومی روشن شده باشه! به mtx:مرسی لطف دارين پاسختون به وقت مقتضی ان شاا..!!!! به رضا:همون که گفتين درسته! به مريم:منتظريم خانم دکتر!

آرش

نتيجه ی اخلاقی اينکه ۱) بابا چرا مردم رو استاک می کنی، بشين بستنی بخور ۲) درسو بی خيال، کپک رو بچسب ۳)اين اينترنت هم عجب تکنولوژی فک اندازيه ها!!!! هه هه ، جدای از شوخی بايد بگم که وبلاگ خوندنی ای داری، گرچه تم اصلی تکرار مکرراته ، ولی زبون روون و دوست داشتنی ای داری. راستی درست تموم شده؟ منم دانشجوی مدیکالم تو UBC.