سلام دنیا من سارا هستم!

- گاهی وقتا یه حسهایی به آدم دست میده که دوست داره با همه ی دنیا قسمتش کنه یا بهتره بگن خواهی نخواهی با همه ی دنیا قسمت شدنیه بی اینکه ذره ای ازش کم بیاد ... امروز من بعد از مدتها من شدم ... فهمیدم هستم ... شاید نه اون فهمیدنی که همیشه دنبالشم ... نه اون منطقی گاها غیر قابل تحمل از نظر خیلیها ... نه ... اینا نبود ... یه حس بود به اندازه ی همه ی حسای قشنگ ... من امروز یه ورود بزرگ رو دیدم و یه کارایی هم کردم برای کمک به این ورود ...ورود یه زهرا کوچولو ... فکر نمیکردم از دیدن زایمان طبیعی گریه ام بگیره ولی فکر کنم خیلی بزرگ شدم تو یه لحظه ...
-دلم میخواست عکسشو بزارم ولی به علت کمبود امکانات نمیشه!
-من در کمال شجاعت اشتباه خودمو در مورد رشته و بخش زنان میپذیرم:)
-هنوز دارم سعی میکنم به قولم وفادار باشم!
- من عاشق این علامت تعجبمممم ! خوبه اقلا عاشق نشده نخواهم مرد!!!!!
-از هرکسی که به من سر زده ممنون ومعذرت از تاخیر در بازدید پس دادن!قول میدم زود بیام!
-برمیگردم     هااااااااا (با لهجه ی سنجد جونی ) !!!!

/ 5 نظر / 46 بازدید
سجاد

سلاااام چه طوری تجربت فکر کنم زیبا ترین لحظه بوده نه؟!!روزایی که تو بیمارستان کار اموزی میکردم تو هلال احمر: خوب شدن مریضا هیچ وقت یادم نمیره....یا علی[گل][خداحافظ]

مجید

خوش بحالتون که همچین لحظه بزرگی رو تونستین از نزدیک ببینین [لبخند]

آی دیانا

سلام! من از نزدیک شاهد نبودم که بفهمم... اما توی فیلما دیدم.... وای...یه سر کوچولو..خونی و ... کاشکی این نی نی ها زود بزرگ تر شن..> بشن 1 ساله یا 1.5 ساله..[گل]

سوده

1. حتماَ تجربه ی اون حس خیلی فوق العاده اس! [چشمک] 2. سارااااااااااا [بغل] من تا حالا کلی مشکل تشخیض دادم تو خودم! [نیشخند] این تازه یکیش بود و تازه فکر کن که اول فیزیوپاتولوژِی ام! تا انتهای دوره ی عمومی من احتمالاً تشخیص می دم که مرده ام! و اشتباهی دارم راه می رم [چشمک]