Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



نابرام

خیلی خوبه که دستور تهیه ی شله زرد رو از رزا میخونی و منتظری که بالاخره صفحه بالا بیاد تا خیلی چیزارو به امید تموم شدن یه کمای وبلاگی بنویسی ...

اینکه لاک زدن رو دوست دارم ... مخصوصا وقتی رنگ قرمز براق یه انار خیلی رسیده یا آبی فیروزه ای تند کف استخر رو روی انگشت بزرگ پات ببینی انگار همه ی دنیا همین یه ناخنه و هیچ چیزی خارج ازین محدوده مارد ذهنت نمیشه ... و بار مخصوصا اون وقتی که بعد از مدتها احساس میکنی نورونهای کورتکس مغزت هم به هم با لبخند سیگنال پرتاب میکنن و کنار هم میلغزند و خستگی یه حرکت پر دست انداز رو در میکنن و باز هم خصوصا وقتی که برق لاک ناخن و دونه های آبی نفتی تسبیح و سنگ فیروزه ی درشت انگشترت همه شیبه برق چشای خیس نخورده باشن که انگار در آوردیشون توی یه لیوان آب انداختی و باز گذاشتی سر جاش و باز همه به یاد یه چیز باشن ... چیزی مثل "ام" سیذارتا ...

و اکنون چنان میدید که گفتی همه ی خواب او برزبان آوردن دراز و ناگسسته ی "ام" بوده است و در اندیشه ی "ام" بودن فرورفتن و شستشو در "ام" در بینایی ها در خدایی ها .

پ.ن کاش بتونم این آهنگ جوان بند رو پیداش کنم"دختره بهار "

پ.ن   کسی هست که دلش برای خوندن نوشته های من تنگ شده باشه؟

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ توسط sara نظرات () |


Design By : Night Skin