Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



نابرام

-قلب بهتر از عفونی نبود شایدم هرچیزی که میگذره راحتتر بنظر میاد ولی یه چیزو مطمئنم لبخند در بخش قلب یک معجزه است!!!!!
-گاهی فکر میکنم اینکه میگن فلان کس با شغلش بدنیا اومده یه حقیقته و وای ازون وقتی که مجبوری کسی رو تحمل کنی که بدجوری ازون توانایی ذاتی دوره !
-روزی میلیونها تن انرژی منفی از طرف ناتان ٬ تیتیان و رفیق شفیق به سوی من حمله ور میشه و من همچنان با این امواج مبارزه میکنم تا کی نمیدونم ... دیگه تقریبا مطمئنم آرامش زمستونی همه بهتر از این طغیان بهاریه !
-نمیشه این علامتهای تعجب رو نزارم مخصوصا که تو برگه های سیر بیماری بدجوری با خودم درگیرم که همچین سوتی ندم ... :ی
-به این نتیجه رسیدم که آدمها با مجموعه ای از سوتفاهمات از رفتارهای همدیگه زندگی میکنن و با این سوتفاهم ها خوشحال یا عصبانی یا غمگین میشن ... انگار هرچی حرفها گفته نشن همه راحتترن ... حالا واقعا آسمون همه جا همین رنگیه؟
-عجیب علاقه ای داریم فقط برای اینکه حرفی برای گفتن باشه هر بلایی که دلمون میخواد سر ذهنیت آدمها از هم بیاریم !!!!
-خطهای بالا رو که خوندم دیدم انگار خیلی از دنیا شاکیم ... ولی بیشتر دلم میخواست این برداشتها ثبت بشن تا بعدا بدونم از کی به نقاط عطف نزدیک شدم
-امروز در جریان مباحثات اینترنهای محترم در جریان ردوبدل پز در مورد اکسترنها من از طرف اینترن گرامی «اکسترن رادیواکتیو » نام گرفتم ٬ شاید منظورش این بود که دیگه شورشو در اوردم ولی اشکالی نداره من میزارم به حساب تعریف !!!
- دلم میخواد جمله ی تکراریه مورد علاقمو بنویسم ؛ «براستی که ابلهان انسانهای خوشبختی هستند ٬ زیرا که هرگز پی به تنهایی خود نمیبرند ! »
پ.ن. این روزها فرکانس احساس تنهاییم بیشتر شده با اینکه وقتم کمتره برای احساس کردن!امیدوارم نشونه ی بزرگ شدن نباشه...
پ.ن. خیلی تنبلم باید به خودم قول بدم زودتر آپ کنم !
نوشته شده در ۱۳۸٧/٢/٥ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ توسط sara نظرات () |


Design By : Night Skin