Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



نابرام

-یه جمله ی جالب تو آتش بس از آتیلا پسیانی هست که به یوسف قصه میگه برای درک زنها باید بتونی چند کیلومتر ( عددشو یادم نیست ) با کفش پاشنه ۱۰ سانتی (بازم دقیق یادم نیست) پیاده روی کنی... خوب که فکر میکنم میبینم شاید یه دلیل اینکه نمیتونم بعضی رفتارای بعضی اطرافیانرو آنالیز کنم شاید به دلیل عدم درک همچین توانایی و در واقع ازجان گذشتگیه!

- جایی خوندم(وبلاگ آ. قمیشی در سایت کلوب) که تمثیل جالبی در مورد نگاه جوامع جهان سوم به زن داشت ٬ نگاه به زن را مثل دید به یه چای کیسه ای دونسته بود که وقتی رنگ خودشو از دست میده به راحتی کنار گذاشته میشه ٬ از آوردن این تمثیل شاید میخواستم بگم این یه حقیقت تلخه از نظرمن و در راستای اون چیزی که در جملات پاراگراف قبل گفتم میخوام به این اعتراف کنم و کنیم که  یه علت بزرگش ما زنان به رنگ امروز٬ با ادعای intellectual بودن و با طرز فکر بینهایت سنت زدمون هستیم که اصل این نگاه رو شکل دادیم ... فکرهایی که بیان میشن خیلی فوق العاده ان حیف که در عمل زیر صفریم... زیر صفر...

-اینبارم یه نوشته باعث این فکر شد ... در واقع جمله ای در وبلاگ PMS خوندم در مورد دیوانگی مادر شدن و ازونجایی که مدتیه به انگیزه ی همه ی مادرهای اطرافم فکر میکنم و علیرغم اینکه با مادر شدن موافق نیستم!! وقتی این همه برنامه ٬ ورزش ٬ کلاس مهیج میبینم که بچه ها شرکت کننده های اصلیش هستن میفهمم یه دلیل این دیوانگی ( یا بهتره بگم خودخواهی٬ همونطور که روزئولا هم اصلاحش کرده )  برای من میتونه نیاز به تکرار این تجربیات باشهدر یه version امروزی و متنوعتر ٬ مخصوصا که بعد از تموم کردن این درسا باشه!

-ورقها را چندین بار بر میزند

بارها میچیند و جمع میکند

کلمات پراز تکرار تمرکزش را بهم نمیزند

و از خلسه که بیرون می آید

تنها یک فکر دارد

آیا راست است که کارتها آنچه تو میخواهی دیده میشوند؟

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/۱٠ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ توسط sara نظرات () |


Design By : Night Skin