Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



نابرام

-گاه آنکه ما را به حقیقت میرساند خود از آن عاریست٬ زیرا این حقیقت است که روشنی میبخشد...

-گاهی دلچسب ترین لحظه  برات وقتیه که بعد از یه روز پر ازکار و خستگی ٬ پر از بدو بدو و این در اون در ٬ اما بدون سوهان روح میری تو رختخوابت و از بدن دردت خوشت میاد و هنوز یه غلت نخوردی که میری به یه خواب عمیق...

-گاهی فکر میکنم ما به کجا رسیدیم که میشنویم توی یه شب  سرنشین های بیچاره ی یه ماشین چپ شده تو یه راه تاریک به دنبال کمک برای دختر جوونی که الان تو کماست به جای کمک با یه گروه دزد مواجه میشن که حتی به ضبط ماشینشون هم رحم نمیکنن...

-گاهی به این نتیجه میرسم که بعضی ها آرامششون بستگی به میزان عذاب وجدانی داره که بهت تزریق میکنن ...

-گاهی بهترین راه یادآوری این جمله ی افلاطونه حتی اگه یه دنیا قبولش نکنن :اگه به دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیر٬چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگــه یه روز بــا عقلت کسی رو دوست داشتی،اگــه عقلت عاشق شد، بدون کـــه داری چیزی رو تجربه می کنی کـه اسمش عشق واقعیه!

-Sometimes ignorance is the best consideration...

-گاهی آرزوهایت را رها کن ، با این کار به کاینات فرصت میدهی زودتر برای رسیدن تو به آنها دست به کار شوند .

-گاهی اتفاقات عجیب و کاملا غیر مشابه حس مشابهی رو تداعی میکنن ... مثل ازدواج یه دوست نزدیک و دیدن آگهی هفتم یه هم مدرسه ای قدیمی ... من با هر دو بوده ام ... با اولی خیلی لحظه ها بوده ام و با دومی ... چقدر زود دیر میشه...

-گاهی حرف زدن چقدر سخت میشه وآرزو میکنی دردو دل کردن بلد بودی ...

-گاهی...گاه به گاهی ...دلم از دست همه میگیرد  ...

پ.ن. آشنایی تو کماست ممنون میشم یه گوشه ای از دعاهاتون به یادش باشین...هنوز خیلی کارا داره بعد از تولد 24 سالگیش امیدوارم با پاهای سالم بهشون برسه

پ.ن. دلیل اینکه بیابان و آدامس خرسی رو با هم آوردم این بود که دوس داشتم بدونم طرفدارای کدوم بیشتره

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/٢۱ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط sara نظرات () |


Design By : Night Skin