Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



نابرام

١ شده تا به حال خیلی غم داشته باشی و برای یک لحظه به خودت بیای ببینی انقدر عضلاتت منقبضه که تازه با یه دم عمیق میفهمی تو چه تنشنی بودی؟

شده تو همون لحظات برای یه لحظه سعی کنی دنبال یه علت به درد بخور بگردی برای این همه غم و نتونی رو چیزی دست بزاری؟

شده که برای همون لحظه بگی ای بابا تو هم از "بی غصگی" دنبال درد میگردی...بخند...فراموش کن؟

و باز شده یه روز دیگه این کلک جواب نده و بخوای کله ی یک نفر رو بکنی؟؟همون یکی از نفرهایی که یه روزی یه جایی باید فریادتو سرش میزدی و نزدی؟

شده مثل دیوانه ها یه روز یه جای ساکت گیر بیاری و بدون مقدمه حتی برای خودت، هق هق کنی؟

برای من شده...بارها شده...و الان فکر میکنم به همه ی "نه" هایی که باید میگفتم و نگفتم... به همه ی دادهایی که باید میزدم و بجاش خندیدم ... به همه ی به قول خودم "کوتاه آمدن "هایی که آمدم که خیلیها با خیلیها "بد" نشن...کسی نگفت به تو چه؟ کاش میگفت...کاش کسی میفهمید آدمهایی که میخندن خوشترین موجودات کره زمین نیستن...

٢ لذت دنیای این روزهای من snooze های 10 دقیقه ای موبایلمه هر صبح وگاهی هم فکر مورنینگهایی که میشه دودر کرد...دوندگی های بخش...دعواهای همیشگی از کشتی که فرستاده نشده...PT PTT چک نشده بیمار DVT کرده بیچاره...درخواست گرافیهای گمشده ...همه ی نبود های هرروزه که نمیدونم به چشم من پررنگ شده یا دنبال محکم کردن قولیم که به خودم دادم برای رفتن و نموندن...

٣  خسته ام و تنها بیشتر از هر زمانی... ولی از یک موضوع خوشحالم و اون اینکه یاد گرفتم تو کارم برای خوشامد "هر" کسی "چشم" نگم...

۴ اینو جایی خوندم ولی نمیدونم کجا...عجیب مصداق داره این روزا :

چرا به یاد نمی آورم؟

تو دیگری را دوست می داری
من ترا دوست می دارم، و مرا… دیگری شاید
همگان از دوایر دنیا آمده ایم!  تقسیم تبسم، تقسیم فانوس و ترانه، تقسیم عشق!
"
سید علی صالحی

۵ احساس خوبیه نوشتن حتی اگه هیچ کس نخونتت...دوستت دارم نابرام من!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط sara نظرات () |


Design By : Night Skin